حسن حسن زاده آملى
212
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
من العلاقة البدنية استكمال النفس بحسب قوتها النظرية لانه لايبقى ببقائها و به يصير عالما معقولا مضاهيا للعالم المحسوس . و مرحوم درى در ترجمه و شرح فصوص همين نسخه و بيانرا اختيار فرموده است . و مرحوم استاد الهى در شرح نسخه مختارش فرموده است : قواى روحى انسان بر دو قسمت شود يك قسم موكل بر ادراك و جنبه دانش است و كنش فرعى و تبعى است و يك قسم مأمور بر افعال و جنبه كنش انسانند و دانش فرعى و تبعى است و جنبه عقل عملى و كنش انسان بحقيقت براى تكميل جنبه دانش است زيرا حقيقت انسان همان جوهر دانش و هوش است و هر چه از جنبه جنبش و كنش از او سرزند براى پرورش ذات خود و تحصيل كمال ذاتست كه خرد و دانش اوست تا از مقام عقل هيولانى بمرتبه عقل بالفعل و مستفاد ارتقاء يابد و عقل مجرد و جوهر ذاتش از سنخ فرشتگان و برتر از آن شود كه در خور استعداد آنها است . انتهى . ولى ظاهرا اين بيان شنب غازانى و استاد الهى ، مناسب با عمل انسانى است كه در فص چهلم عنوان مىشود كه العمل الانسانى اختيار الجميل الخ نه در اين فص كه العمل ثلاثة اقسام نشائى و حيوانى و انسانى فتأمل . و در بعضى از نسخ از وهذه الاقسام الخمسة تا آخر آن كه يك فص جداگانه فص آتى است ، دنباله همين فص است . كيف كان اين خلقت انسانى است كه بتاج لقد كرمنا بنى آدم و بصنعت فتبارك الله احسن الخالقين مصطنع است . به حكم قل كل يعمل على شاكلته آنچه كه از اين قلم اعلاى بى نظير الهى صادر شده است بيشك مشابه آن را خود بنحو اتم و الطف وارق دارا است و گرنه عقل باور نكند كه فاقد شى معطى آن شى باشد . اين انسان صنع الهى است كه خود يك كارخانه محير العقولى است كه همه اقسام صنايع و ابتكارات افعالش بدست عمال و جنود